دومین محرم
سلام عزیززززززززززززززم بگم از کارای این مدتت: یاد گرفتی آرایش میکنی البته مداد ابرو و چشم بلد بودی ماتیکم از عمه فایزه یاد گرفتی خودشم وقتی آرایش میکنیم اصلا تکون نمیخوری ما هم فقط غشششششششش میکنیم خیلی کنجکاوی دوس داری به همه چی سرک بکشی اگرم نذاریم یه جیغی میکشی که نگو راستی از پله های نردبونم بالا میری اون روز همشو بالا رفتی بریم سراغ عکسا: ...
نویسنده :
مامان مهسا
13:35
با تاخیر زیاد اومدیم
سلام به عسل خودم وتمام دوستای خوبمون که تو این مدت که نبودیم جویای حال ما بودن از همگی ممنونم و عذر میخوام که نمیتونم زیاد بیام آخه این مدت نبودیم وقتی هم که میومدیم دو سه روز نشده میرفتیم بابایی هم پشت سر هم ماموریت و دوره داره تازه دیشب گفت بازم باید بره دوره به همین خاطر بازم باید بریم ولی زودی برمیگردیم راستی مامانی یه چند مدت راه میری قربونت برم مننننننننننن خوب بریم سراغ عکسای این مدت: خوشگلم عشق سیب زمینیه اینجا زن عمو مونا واست پفک میده و شما هم با خنده زودی ازش گرفتی و سرانجام پفک خوردن آ...
نویسنده :
مامان مهسا
13:24
سلامی دوباره
سلامی دوباره به دوستای خوب و مهربونم میبخشین که این روزا زیاد آپ نیستم آخه میریم شهرمون واسه مراسم پدرشوهرم بعدشم زیاد وقت نمیکنم بیام ولی سعی میکنم زودی بیام البته این هفتم نیستیم میریم سعی میکنم بیام فعلا باااااااااااااااااییییییییییییییییییییی ...
نویسنده :
مامان مهسا
11:03
(بابا جون) بابای بابایی رفت پیش خدا
سلام مامانی فدات شم مامانی خیلی ناراحتم که باید یه خبر بدبهت بدم بابابی بابایی رفت پیش خدا من که هنوزم تو شکم اصلا باورم نمیشه بابایی هم همینطور خدا به همه ما صبر بده مامانی تو اولین نوه پسری باباجون بودی خیلی باباجون خییییییلییییییییییی دوست داشت همیشه بغلت میکرد باهات بازی میکرد میخوابوندت منم خییلیی دوسش داشتم ولی حیف که دیگه پیش ما نیست روحش شاد ...
نویسنده :
مامان مهسا
10:59
روز کودک مبارک
سلام فدات شم روزت مبارک با تاخیر یه روزه مامانی عاشقانه دوستت دارم و از خدا برای این هدیه بزرگ سپاسگذارم و روزت رو بهت تبریک میگم ممنون که با اومدنت زندگیمونو از اینی که بود زیباتر و دنیامونو خوشگلتر کردی ...
نویسنده :
مامان مهسا
16:57
سلام ما اومدیم و تولد یک سالگی آیهانم مبارک
سلام عزیزم قبل از هر چیزی تولد یک سالگیت تبریک میگم نانازم و از خدای مهربون روزی هزار بار تشکر میکنم که منو لایق مادر شدن کرد تا مادر فرشته ناز و زیبایی مثل تو باشم خدای مهربون متشکرم واقعا چه حس زیبایی مادر بودن خوب بریم سراغ خبرای این مدت :این مدت که نبودیم رفتیم شهرمون 6/26 تولد من بود فرداش رفتیم عروسی دختر عموی من خیلی خوش گذشت ولی حیف که یادم رفت عکس بگیرم بعد عسلم یه روز قبل عروسی یعنی 6/27 یه دندونم از پایین در آوردی که میشد دندون پنجمی بعدش جمعه 6/29 تولد سه نفره گرفتیم ولی مامانی ار کیکت خیلی ناراحت ...
نویسنده :
مامان مهسا
14:29
بدون شرح 4
دندون چهارمی
سلام نفسسسسسسسسسسم مامانی فدات شم مثل همیشه 10/6 مامانی چهارمین دندونت از بالا سمت راست در اومد ههههههههههووووووووووورررااااا آیهانم طبق معمول عشق سیم و تبلیغات آ ب ث و بالا بالا قربون موهای فشنت مننننننننن اون روز داشتی جورابارو به زور پات میکردی یاد گرفتی منم دیگه پات کردم این مدل نشستن تازه یاد گرفتی اینجام دوربین میخواستی دیگه میخوای راه بری اون روز خودت یه کوچولو بلند شدی واستادی که یاد گرفتی تن تن وایمیستی تاززززززززززززه دو سه قدم تازهگیا راه میری عاشق انگشتتم وقتی اشاره میکنی آخه دیگه چی بگم داری ناز میکنی و...
نویسنده :
مامان مهسا
15:37










